![]() |
![]() |
|
| اعتبار هر کس زندگانی اوست و عشق تنها سند آن است |
|
وخداوند مهربان
دستان مرا كه خويش را گم كرده بودم در دستانش گرفت
و من
به اندازه ي تمام ابديت احساس امنيت كردم
دستانش بوي گل ياس بوي مر يم بوي نوازش مي داد
و آنگاه بود كه خداوند خوب مرا به ميهماني همه ي عشق ها دعوت نمود
و من
عاشق شدم...
قسم به مهتاب كه عكس رخ اوست...
عزيز دل.....
گفتم كه هيچگاه اشكهايم را نمي بيني مگر .....
در شاديهاي بزرگ و غم هاي بزرگ.....
خودت برايم خواندي...نگذار در لحظاتي از زندگي به خاطر كوچك ترين
چيزها كه بزرگ جلوه ميكند اشك در چشمانت
جاري شود اشك براي شاديهاي بزرگ و غم هاي بزرگ
است...
و امروز من در بزم بودن با تو اشك ريختم تا چشمانم نا تمام نماند وكوير
تنم پر شد از بوي عطر تو...
هق هقي نشنيدي آرام گريه كردم همچون شمع....
کسي درد خنديدنم را نفهميد و از ريشه پوسيدنم را نفهميد همان اول راه او از من جدا شد که به بيراهه پيچيدنم را نفهميد زمين و زمان پشت سر ميزد اما کسي بر زمين خوردنم را نفهميد چنان نرم و آهسته در خود شکستم که حتي ترک خوردنم را هم نفهميد
دلم می سوزه واسه نامه هایی که هیچ وقت پست نشدند و رو طاقچه اتاق
،مثل همیشه توی تب انتظار سوختند....... راستی چه کسی می دونه فردا فرصتی برای جبران نامهربونی ها و
غفلت های امروز پیدا می کنه...؟؟!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 10:56 توسط هستی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پاییز نگاه سردش را روی جاده میگذارد و من از مرز خستگی میرسم و تو اما هنوز منتظری دفتر خاطراتم روی دستهایت خاکستر میشود باد میوزد و تکه های خاطراتم را روی شاخه های پاییز میکشاند پاییز بی تاب تر از همیشه میگرید حالا من مانده ام با خاطراتی سوخته باد -پاییز - دلتنگی و تو
سلام امیدوارم که از وبلاگم خوشتون اومده باشه با نظرات گرمتون مرا در وبلاگ همراهی کنید قربان همگی هستی عمریست نموده ام مدارا به غمت ای دوست دلم خوش است حتی به غمت سرمایه هستی ام دلی بود و سری سر را به تو بخشیدم و دل را به غمت ............................. دلم یک پنجره آواز میخواست طلوع آسمانی باز میخواست برای لحظه های ناب چشمت دلم یک فرصت پرواز میخواست |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر دکلمه دانلود برنامه نرم افزار برای گوشی موبایل فیلتر شکن(همش کار میده) عکس |
| نویسندگان: |
|
هستی آرمان |
|
RSS
|