![]() |
![]() |
|
| اعتبار هر کس زندگانی اوست و عشق تنها سند آن است |
|
التماس را توی چشمام دید و رفت با همه خوبیهام بی وفا رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت دیگه دل از همه دنیا سرده کی میگه گریه دوای درده بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره بس که گریه کردم چشام آب نداره هر چی من بگم باز تمومی نداره از غم و غصه هام که حساب نداره چه کنم ای خدا با دل شکسته چه کنم با دلی که ز خون نشسته میدونست مهرشو با جونم خریدم اما از عشق اون جز ریا ندیدم
خیلی حرفهاست که بگم ولی همزبونی نیست تشنه محبتم دست مهربونی نیست غیر غم توی دلم چیزی پیدا نمیشه بی تو این دنیا برام دیگه دنیا نمیشه بی تو آسمون سیاهه همیشه بی تو چشم من به راهه همیشه چشمای تو خورشید دنیای تاریک منه اگه از درد دلم هر چی بگم بازم کمه کاشکی که میشد از توی سینه دلمو دربیارم جای این دل توی سینه یه سنگ خارا بزارم جنگل سبز چشات همه دنیای منه نمی خوام گریه کنم گر چه وقت رفتنه
کاشکی که عاشق بودی تا دردمو بدونی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آذر 1385ساعت 11:3 توسط هستی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پاییز نگاه سردش را روی جاده میگذارد و من از مرز خستگی میرسم و تو اما هنوز منتظری دفتر خاطراتم روی دستهایت خاکستر میشود باد میوزد و تکه های خاطراتم را روی شاخه های پاییز میکشاند پاییز بی تاب تر از همیشه میگرید حالا من مانده ام با خاطراتی سوخته باد -پاییز - دلتنگی و تو
سلام امیدوارم که از وبلاگم خوشتون اومده باشه با نظرات گرمتون مرا در وبلاگ همراهی کنید قربان همگی هستی عمریست نموده ام مدارا به غمت ای دوست دلم خوش است حتی به غمت سرمایه هستی ام دلی بود و سری سر را به تو بخشیدم و دل را به غمت ............................. دلم یک پنجره آواز میخواست طلوع آسمانی باز میخواست برای لحظه های ناب چشمت دلم یک فرصت پرواز میخواست |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر دکلمه دانلود برنامه نرم افزار برای گوشی موبایل فیلتر شکن(همش کار میده) عکس |
| نویسندگان: |
|
هستی آرمان |
|
RSS
|