![]() |
![]() |
|
| اعتبار هر کس زندگانی اوست و عشق تنها سند آن است |
|
در عمق این ترانه های مبهم به دنبال چیزی می گردم که مرا از سرگردانی میان این
بود و نبود ها رها سازد مرا که در آستانه دیوانگی ام را به جنون برساند و تمام شب را که تا مرز صبح با تو گذشت را از گناه پاک کند . شاید بودنت را می خواستم تا وجودت را لمس کنم تا افکار پریشانم را با فلسفه عشق تو سامان دهم اما...... چه شد......
جز خیانت به پاکی عشق تو ...پاکدامنی عشق را به لجن کشاندی و برای تو جیح تمام کارهایت فقط یک جمله گفتی: اتفاق می افتد و نمیشود جلوی اتفاق را گرفت. حالا مرا ببین من ثمره اتفاق افتاده ام ... منی که دیگر حتی وقتی به تو فکر می کنم تمام تنم به لرزه می افتد و در بی انتها ترین نقطه تنفر از تو فرار میکنم . منی که دیگر قلبم را هیچ کس نمیتواند تسخیر کند .. چون تو دیگر قلبی برایم باقی نگذاشتی گذشتن از تو راحت نیست نمیتوانم تو را ببخشم هرگز هرگز...... تو مرا به گناه نکرده ام به نقطه ای دور در میان آدمکهایی که از داشتن امید هم نا امیدند و امتداد نگاهشان فقط به پوچی مطلق میرسد تبعید کردی نمیتوانم تو را ببخشم آخر ببین با من چه کرده ای هرگز نمی بخشم تو را ..... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 9:21 توسط هستی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پاییز نگاه سردش را روی جاده میگذارد و من از مرز خستگی میرسم و تو اما هنوز منتظری دفتر خاطراتم روی دستهایت خاکستر میشود باد میوزد و تکه های خاطراتم را روی شاخه های پاییز میکشاند پاییز بی تاب تر از همیشه میگرید حالا من مانده ام با خاطراتی سوخته باد -پاییز - دلتنگی و تو
سلام امیدوارم که از وبلاگم خوشتون اومده باشه با نظرات گرمتون مرا در وبلاگ همراهی کنید قربان همگی هستی عمریست نموده ام مدارا به غمت ای دوست دلم خوش است حتی به غمت سرمایه هستی ام دلی بود و سری سر را به تو بخشیدم و دل را به غمت ............................. دلم یک پنجره آواز میخواست طلوع آسمانی باز میخواست برای لحظه های ناب چشمت دلم یک فرصت پرواز میخواست |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر دکلمه دانلود برنامه نرم افزار برای گوشی موبایل فیلتر شکن(همش کار میده) عکس |
| نویسندگان: |
|
هستی آرمان |
|
RSS
|