![]() |
![]() |
|
| اعتبار هر کس زندگانی اوست و عشق تنها سند آن است |
|
شب شبی تنهاییم را در خواب دیدم به سوی ساحلی پر میکشیدم همه چون موج رفتند و من اما........ به روی آب دریا میدویدم
یاد آمدی وقتی که دل تنهای تنها مانده بود یک نفر در حسرتت در کوچه ها جا مانده بود آمدی وقتی که دیگر نه صفا بود و نه عشق ردپای عشق بر روی دل ما جا مانده بود سوختم در انتظارت ....... دیر برگشتی بگو دل در کجا جا مانده بود ؟........
کوچه به یاد سلام تو لبانم همیشه ترند و در انتظار تو چشمانم را در امتداد کوچه کاشتم مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالم نفروشم
حالا اگه واقعا عاشقی جواب بده....؟ بردی تو دلم من از تو آن میخواهم وز گمشده خویش نشان میخواهم سر مصرع هر بیت تو حرفی بردار هر آنچه شد من از تو آن میخواهم ؟؟؟؟؟؟... تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است ا ی به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است آخر از عشق تو ساکن در کلیسا میشوم میکشم دست از مسلمانی مسیحا میشود نظر بدین میخوام بدونم نوشته ها چقدر ارزش دارن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:45 توسط هستی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پاییز نگاه سردش را روی جاده میگذارد و من از مرز خستگی میرسم و تو اما هنوز منتظری دفتر خاطراتم روی دستهایت خاکستر میشود باد میوزد و تکه های خاطراتم را روی شاخه های پاییز میکشاند پاییز بی تاب تر از همیشه میگرید حالا من مانده ام با خاطراتی سوخته باد -پاییز - دلتنگی و تو
سلام امیدوارم که از وبلاگم خوشتون اومده باشه با نظرات گرمتون مرا در وبلاگ همراهی کنید قربان همگی هستی عمریست نموده ام مدارا به غمت ای دوست دلم خوش است حتی به غمت سرمایه هستی ام دلی بود و سری سر را به تو بخشیدم و دل را به غمت ............................. دلم یک پنجره آواز میخواست طلوع آسمانی باز میخواست برای لحظه های ناب چشمت دلم یک فرصت پرواز میخواست |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر دکلمه دانلود برنامه نرم افزار برای گوشی موبایل فیلتر شکن(همش کار میده) عکس |
| نویسندگان: |
|
هستی آرمان |
|
RSS
|